خرید النگو فهرست مبطلات روزه مسوولان!

عصرایران نوشت:ماه رمضان است و احکام روزه ، مانند مبطلات آن ، بسیار مورد توجه است: خوردن، آشامیدن ، رساندن دود غلیظ به حلق ، فرو کردن سر در آب و … .این ها را سال هاست که علمای ما در منبرها و رساله های توضیح المسائل شان برای ما گفته اند و آنقدر تکرار شده که ملکه ذهن همه مومنان شده است.در این نوشتار قصد ندارم به شرح و تفصیلِ مبطلات روزه از منظر فقه و شارع مقدس بپردازم بلکه روی سخنم با مدیران جامعه است که تصمیمات شان ، قول و فعل شان و حتی سکوت شان ، مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی 75 میلیون انسان اثر می گذارد.مسوولان بدانند که اگر برای عامه مردم ، همان چند مورد مذکور در رساله ها باطل کننده روزه است ، برای آنان مبطلات دیگری وجود دارد که نه تنها روزه شان را (نه از منظر فقه) باطل می کند ، که خط بطلان بر اسلامشان می کشد و انسانیت شان را نابود می کند.مبطلات آنها فهرست مطولی دارد:- این که مسوولی در حالی که می داند دروغ می گوید ، دروغ بگوید و لبخند هم بزند و وجدانش تکان هم نخورد که این چه حرفی بود که تو زدی؟- این که وعده های توخالی به مردم دهند.- این که به جای همکاری با یکدیگر برای حل مشکلات کشور ، شب و روز به فکر زدن ضایع کردن همدیگر و برتری جویی باشند.- این که عدد  رقم ها را دستکاری کنند و به خورد ملت بدهند.- این که پول ملت را که میلیون ها چشم نیازمند به آن دوخته شده را ، به جای هزینه کردن برای رفاه مردم ، بار کشتی و هواپیما کنند و در کومور و تاجیکستان و ونزوئلا و … خرج دیگران کنند.- این که در ماه رمضان ، سفره های افطاری پرخرج و مخارج به هزینه بیت المال برای همدیگر باز کنند و در همان حال ، عده ای محتاج نان شب باشند.- این که عکس شهدا را به اتاق هایشان بزنند و عکس راه آنها بروند.- این که خودشان برای معالجات پزشکی ، به خارج بروند و جانبازی که سلامتی اش را برای دین و ناموس و آب و خاک این مملکت از دست داده ، حتی سقفی بالای سرش نداشته باشد.- این که برخی مقامات رسماً متهم باشند به انواع مفاسد مالی و راست راست بگردند و در همان حال ، فلان روزنامه نگار را به خاطر یک “سهو” ، محاکمه و محکوم کنند-این که برای ساختن یک سالن همایش ها در کیش ، صدها میلیارد تومان بودجه در نظر بگیرند و آخرش دهها میلیارد حیف و میل کنند و در یک قلم 5 میلیارد تومان برای کار نکرده به دختر پیمانکار بدهند تا به خارج برود و به ریش همه ما بخندد- این که جوان این مملکت برای ازدواجش ، لنگ اجاره ( و نه حتی مالکیت) یک آپارتمان 40 متری باشد و در همان حال ، آقایان اعلام کنند که می خواهیم برای ساخت خانه های لوکس و مجلل وام دهیم- این که کارآفرین مملکت را آنقدر بیازارند و باج بخواهند که آخر سر ، سرمایه اش را بردارد و در خارج از مرزها ، با عزت و احترام کارخانه بزند و اشتغال زایی کند- این که در این مملکت ، پدری برای درمان دخترش ، کلیه اش را بفروشد و در همان حال مسوولانش مشغول طرح باغ-ویلا ، دعوای تعطیلی یا عدم تعطیلی پنجشنبه ها ، خط و نشان کشیدن که حق ندارید به فلان دوست من بگویید بالای چشمت ابروست ، شرط فوق لیسانس داشتن کاندیداهای مجلس ، ممنوعیت سگ گردانی در خیابان ها ، چگونگی افزایش هزینه نقل و انتقال سند خودرو به نفع دفترداران ، برخورد با آب بازی جوانان و در آوردن ال ان بی ماهواره ها باشند و حواسشان به آن پدر و دختر و هزاران نفر نظیر آنان نباشد- این که آنقدر بی درایت  و بی نامه باشند که همه کشورهای منطقه ، بیش از ایران از منابع مشترک گاز و نفت مان برداشت کنند- این که فقط هم فکران و همسویان سیاسی خود را مجاز به فعالیت سیاسی موثر بدانند و به جز خود همه را منافق و عامل بیگانه بخوانند و به هزار انگ و تهمت و افترا و برچسب نابودشان کنند و وحدت ملی را خدشه دار سازند- این که آنقدر با ندانم کاری ها و حرف های خامشان ، بین ایرانیت و اسلامیت فاصله بیندازند و طرح دعوا کنند که هم حس وطن دوستی در این سرزمین کم رنگ شود و هم دینداری مردمانش- این که قول و فعل شان ، به حدی متضاد باشد که جوان مسلمان ایرانی را از دین فراری دهند- این که ریاکاری را به بخشی از خصایص مردم تبدیل کنند- این که جلوی آلاینده های هوای شهرها را به خاطر منافع مالی کلانی که دارند نگیرند و مردم کرور کرور سرطانی شوند- این که جنگل ها و دریاچه ها و برکه ها در مقابل چشمانشان تبدیل به بیابان شود و آنها فقط وعده دهند که با اختصاص فلان قدر بودجه نجاتشان می دهیم و بودجه را هم صرف برگزاری همایش کنند- این که سرمایه های انسانی کشور را یکی پس از دیگری ، مورد هجمه قرار دهند و خرابشان کنند تا روزی برسد که در این کشور حرف هیچ کس خریدار نداشته باشد- و … فهرست مبطلات روزه و اسلام و انسانیت مسوولان ، البته بسیار طولانی تر از این است اما به حکم “امر به معروف و نهی از منکر” هم که شده ، همین چند مورد گوشزد شد و البته عاقلان را اشارتی کفایت می کند.