خرید النگو امیر پاشا همچون امیر اردشیر!

سرویس ورزشی «» ـ امیر قلعه نوعی ذاتاً این گونه است. او حاشیه ها را به سوي خود می کشد؛ نوع رفتار، گفتار و سرسختی هایش در پاره ای موارد چنین است که حتی در استقلال هم نباشد در کورس و بورس خبری قرار می گیرد.همین چند روز پیش بود که سرسختی اش بر دروغ نگفتنش او را در کانون اخبار قرار داد. همین چند روز پیش بود که کارت بازی اش صادر نشد و به تهران آمد و البته هنوز هم حاشیه های آن قصه امیر قلعه نوعی را آزار می دهد و هنوز هم آن قصه و پافشاری عزیز محمدی پایان نیافته که می بینیم سخنان مایلی کهن به میان آمده که… .نکته اما اینجاست که امیر قلعه نوعی، بازی با حاشیه ها را بلد است و می داند چه هنگام باید حاشیه ها را بزرگ کند تا متن پنهان بماند! او، امیر قلعه نوعی، امیر پاشای تبریزی ها و امیر اردشیر تهرانی ها می داند، دقیقاً چه هنگام باید با حاشیه ها دست و پنجه نرم کند تا تیمش به آرامش برسد.به تراکتورسازی نگاه کنید، آنها در نخستین بازی شکست خوردند! حالا رسانه ها می توانند صدها نقد بنویسند درباره کیفیت بازی تراکتور و شکستی که از صبا متقبل و متحمل شده است؛ اما آنها این روزها چه می نویسند؟یک روز از صادر نشدن کارت قلعه نوعی می نویسند و روز دیگر، در پی گمانه زنی مایلی کهن را وارد یک بازی جدید با امیر می کنند و روز سوم، پای فرهاد مجیدی را به میان می آورند.در واقع سررشته را رسانه ها می گیرند و تا پایان می روند، ولی هیچ کس نمی نویسد که تراکتور در خانه مغلوب صبا در یک دیدار حییثیتی (با توجه به رویدادهای روزهای آخر لیگ پارسال) شده و در این راه، قلعه نوعی هم سهیم بوده است.آنها نمی نویسند و در پی این ننوشتن، تیم قلعه نوعی از نظر روانی و شخصیتی خرد نمی شود و بدون پیامدهایی به دیدار دومش می اندیشد.امیر هم این قواعد را بلد است. نکته اینجاست که دشمنانش بلد نیستند که چه هنگام باید باا و سرشاخ شوند.قلعه نوعی حاشیه باز است. او جنگ های روانی را بلد است و این را باید به عنوان نقطه برتری وی به شمار آوریم. البته منکر این نمی شویم که واکاوی، نبش قبر و باز کردن برخی مسائل به درست یا نادرست به چهره قلعه نوعی لطمه وارد می کند؛ اما سرانجام او حتی از این حمله منفی هم استفاده می کند و جلو می رود و کاری به پشت سرش ندارد؛ افزون بر اینکه او در بازی با حاشیه ها از خودش هم دفاع می کند.قلعه نوعی امسال آزمون سختی در تراکتورسازی دارد. او دست روی تیمی گذاشته که پرطرفدار است، ولی تاکنون قهرمان نشده و به این ترتیب، قلعه نوعی با کمالوند مقایسه و رتبه اش تنها با او قیاس می شود. اگر قهرمان شود، شاهکار کرده و اگر نشود، چیزی از دست نداده است.به هر حال با آغاز لیگ یازدهم، باید تأکید کنیم که قصه های قلعه نوعی باز هم شروع شده و او در تولید یا جذب حاشیه ها از استیلی و مظلومی هم جلو زده است و طبق معمول در کورس و بورس قرار دارد و باید دید که چگونه در تراکتورسازی نتیجه می گیرد، آیا باز هم به عنوان یک مربی موفق، نام خود را ثبت می کند یا اینکه این بار زمین می خورد؟البته برای آینده قلعه نوعی نتایجی که استقلال می گیرد، هم اهمیت دارد؛ اهمیتی بسزا و در خور توجه، چراکه نتیجه نگرفتن مظلومی با توجه به اینکه قلعه نوعی اصول حرفه مربیگری اش را با هر پیراهنی تجربه کرده و می کند، می تواند به ضرر او پایان یابد.باید دید پایان این جنجال ها کجاست؟ هر چند گویا اصلاً برای حاشیه ها و دعواهای این فوتبال پایانی نباشد!