خرید النگو به بهانه جایزه سازی نهاد آمریکایی برای ایرانیان

«بولتن نیوز » نوشت:سازمان جهانی دیده‌بان حقوق بشر اخیرا  بهمن احمدی امویی را به عنوان برنده جایزه جهانی هلمن -همت در سال 2011 معرفی کرده است.این نهاد آمریکایی، از نام “روزنامه نگار” برای بهمن احمدی امویی بهره برده و طیف گسترده روزنامه نگاران در ایران را با این پرسش اساسی مواجه کرده که آیا در ایران روزنامه نگارانی به مراتب شاخص تر از بهمن احمدی وجود نداردد؟این انتخاب، از زوایای مختلف نشان می دهد که نهادهای  وابسته به آمریکا و غرب، با هدف فشار بر کشورهای هدف مورد نظر آمریکا از نام افرادی بهره می برند و این افراد را پرچم خود می کنند تا به خیال خود، موجب تضعیف ملت ایران شوند.آیا روزنامه نگاران ایران، بهمن احمدی را اصولا یک روزنامه نگار می شناسند یا کسی که در کنار همسرش ژیلا بنی یعقوب فقط در روزنامه ها حضور داشت؟سازمان جهانی دیده‌بان حقوق بشر، که در اروپا و آمریکا فعال است به جای این که دور و بر خود را نگاه کند و احیانا مواردی از نقض حقوق بشر در اسرائیل و آمریکا و اروپا را گزارش کند، بیشترین نیرو و فعالیت خود را روی کشورهای هدف قرار داده تا منافع کشورهای غربی به خصوص آمریکا را دنبال کند و مثلا فشار بیشتری بر ایران وارد کند.در این راستا، این نهادهای وابسته به آمریکا که منابع مالی آنها به نوعی به صهیونیست ها، کنگره آمریکا و دولت های غربی وابسته است تلاش می کنند تا با ایجاد جوایز و همایش ها و برنامه ها و شوهای ساختگی، روی کشورهای هدف آمریکا و غرب مانند ایران کار کنند.اگر حقوق بشر مبنای فعالیت این نهادهاست باید به این پرسش پاسخ دهند که  چرا تحولات  منطقه بالکان، فلسطین و اسرائیل، چچن، افغانستان، شمال آفریقا، پاکستان، عراق و… را در دو دهه گذشته به پر رنگی مسائل ایران پیگیری نکرده اند؟ آیا کشوری مانند ایران که  از نظر امنیتی با ثبات محسوب می شود، مهمتر است یا ظلم و وحشی گری و  کشتار انسان ها در کشور هایی که هر روز هزاران نفر جان می بازند؟آیا بحران کشورهایی که با خطر گرسنگی و قحطی و حوادث طبیعی و ظلم آشکار مانند جنایات اسرائیل در غزه و لبنان و … مواجهند کم اهمیت تر از مسائل جریان فتنه  88 در ایران است؟نکته این است که اگر این افراد مورد توجه نهادهای حقوق بشری است چرا روزنامه نگارانی مهمتر از بهمن احمدی مورد توجه آنها نیست ؟ زیرا حداقل روزنامه نگاران ایران کسانی مانند عیسی سحر خیز و احمد زید آبادی را به عنوان روزنامه نگار بیشتر از بهمن احمدی قبول دارند و سابقه فعالیت آنها بیشتر است.پس نتیجه می گیریم که روزنامه نگار و نویسنده مبنای انتخاب آنهانیست بلکه فعالیت سیاسی برای آنها مهمتر است و از آن جا که بهمن احمدی مانند پروین اردلان و ژیلا بنی یعقوب در زمینه زنان فعالیت می کرده است این بنیاد، بهمن احمدی را نامزد جایزه کرده است.همین موضوع نشان می دهد که انتخاب بهمن احمدی با هدف خاصی صورت گرفته و طرفداری از جنبش زنان و فمینیست ها در انتخاب او موثر بوده اند و این بنیادها برنامه های خاصی را در ارتباط با ایران دنبال می کنند.انتخاب افرادی که در سال های قبل برای دریافت جایزه برگزیده شده اند نیز نشان می دهد که هدف انتخاب نویسنده و روزنامه نگار در شرایط سخت کار نیست. در سال های قبل پروین اردلان، آذین ایزدی‌فر، تقی رحمانی، علی‌اشرف درویشیان، شهرام رفیع‌زاده، محمد صدیق‌کبودوند، آرش سیگارچی، آسیه امینی و یوسف عزیزی بنی‌طرف انتخاب شده بودند. همه این افراد کار سیاسی کرده اند و نوشته های آنها بیشتر به بیانیه های سیاسی شبیه بوده است تا گزارش های روزنامه نگاری.اولین پرسش این است که آیا روزنامه نگاران و نویسندگانی جدی تر، اثر گذارتر و محبوب تر در نزد مردم از این افراد وجود نداشته است یا این که در مورد انتخاب آنها تنها مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ملاک عمل بوده است؟برخی از این افراد مانند پروین اردلان و بهمن احمدی، اصولا روزنامه نگار به معنای واقعی نیستند. یعنی محور اصلی فعالیت آنها تشکیل جمعیت و اجتماعات و افراد مختلف همفکر آنها در زمینه مسائل سیاسی و حقوق زن و…. است نه روزنامه نگاری.این افراد اصولا کار سیاسی را بر کار روزنامه نگاری اولویت می داده اند و حتی در روزنامه ها با ایجاد اختلاف وجنجال و دعوا با سردبیر و همکار وسرمایه گذار و … به دنبال آن بودند که کار خود را پیش ببرند و از روزنامه برای چاپ اخبار و مقالات و برنامه های سیاسی و اجتماعی و … استفاده می کردند.