خرید النگو نقدی بر نخستین بازی ارتش سرخ

سرویس ورزشی «» ـ هنوز توپ از خط دروازه پرسپولیس رد نشده بود که علی دایی در ورزشگاه آزادی تشویق شد و همین، زنگ خطر را برای ارتش سرخ به صدا درآورد تا جایی که صورت استیلی سرخ شده بود و فهمید که امسال برای او یک سال معمولی و ساده نیست، چرا که شکست و یا حتی تساوی در نخستین بازی هم می تواند برایش ناخوشایند باشد و صدای اعتراض مردم را در پی داشته باشد.آنجا در ورزشگاه آزادی هواداران پرسپولیس آشکارا علم جنگ با حبیب کاشانی را بلند کردند، چرا که به فرض شکست پرسپولیس در یک بازی آن هم در نخستین دیدارش که هماهنگی در کمترین حالت خود قرار دارد، برابر با رکورد شکست های دایی در پرسپولیس نبود و نیست!سال گذشته، دایی رکورد شکست را شکست؛ پس به کدامین دلیل است که ملوان، حریف سرسخت پرسپولیس وقتی تنها یک گل به پرسپولیس می زند اینچنین با واکنش منفی روبه رو می شود؟مشخص است که صدای اعتراض مردم به شکل بازی و حتی نتیجه بازی پرسپولیس نبود، بلکه آنها به شکل برکناری دایی معترض بودند؛ روشی که صدای اعتراض پیشکسوتان همین تیم را هم درآورد و اتحادی مثال زدنی را در میان بیرون ماندگان از گود ایجاد کرد که نتیجه آن، اتحاد بود و آن انتقادها، بی صبری هوادارانی بود که آنها هم با روش برکناری دایی مخالف بودند و حالا حاج حبیب و در پی آن، استیلی را لای منگنه گذاشته اند و لحظه ای فرصت نمی دهند تا پرسپولیس خودش را بیابد!این سکوهای لرزان و آن نبود یکدلی، امسال برای پرسپولیس داستان هایی می آفریند و مطمئن باشید که در این لیگی که همه تیم ها نزدیک به هم بازی می کنند، سخت ترین سال پرسپولیس رقم خواهد خورد. همه اینها در حالی رخ داد که پرسپولیس در دیدار نخست، چندان امیدوارکننده نبود و با وجود آمادگی کریمی به دلیل ختم شدن همه توپها به او والبته استقرارش در هافبک دفاعی طراحی حمله در این تیم تنها در یک منطقه آن هم به دور از خط حمله صورت می پذیرفت و به همین دلیل هم گلزنی به شدت سخت بود.در ادامه جدا شدن از مبحث سکوها و اعتراض ها باید به خط حمله هم رسید؛ جایی که اولادی در حد و اندازه های خود نبود و نوروزی و رضایی متوسط بودند و عملاً اعتماد به نفسی برای گلزنی نداشتند!گویا، خط حمله پرسپولیس برای تثبیت خود در این تیم، راه درازی پیش رو دارد و از آن بدتر اینکه رضایی و نوروزی هرچند پرتلاش ولی کم اثر بازی کردند و… .بحث سوم سردرگمی محمد نوری بود. او که هافبک کارگردان پرسپولیس بود، با ورود علی کریمی، به غیر از پاس گل زیبایی که در نیمه نخست به فشنگچی داد، روز کم فروغی را به نمایش گذاشت و عملاً هیچ نامی از او نبود، چرا که مهمترین ویژگی اش یعنی چرخاندن توپ از وی گرفته و به علی کریمی سپرده شده بود و به این ترتیب، خط حمله پرسپولیس بسیار کند و کم برش و یا حتی بی برش نشان داد و دست آخر هم یک شوت از راه دور بادامکی بود که دروازه ملوان را باز کرد.البته معمولا همه تیم ها در نخستین بازی خود، ناهماهنگ ظاهر می شوند و این مسأله در مورد پرسپولیس هم صدق می کند.