خرید النگو اعدام قاتل قبل از چهلم مقتول

تهران امروز: مردي كه در قم يك پسربچه 8 ساله را كشته بود كمتر از 40 روز پس از جنايت به دار آويخته شد.2 تيرماه امسال پسربچه‌اي 8 ساله به نام خسرو به قصد خريد خوراكي از خانه خود خارج شد ولي ديگر بازنگشت.20 دقيقه بعد مادر وي كه از بازگشت كودكش نگران شده بود در جست و جوي وي از منزل خارج شده و چند ساعتي را به دنبال فرزند خود گشت.اين زن پس از تلاشي ناكام، به پايگاه پليس رفته و ماجراي ناپديد شدن فرزند خود را به آنها اطلاع داد.با تشكيل پرونده‌اي در اين رابطه، كارآگاهان دست به كار شده و تحقيقات خود را آغاز كردند.كارآگاهان در ابتدا پاي صحبت اين زن نشسته و از او در اين رابطه سوال كردند.مادر خسرو به ماموران گفت: چند ساعت قبل خسرو از من اجازه خواست كه براي خريد خوراكي از خانه خارج شود اما من به وي اجازه اين كار را ندادم. اما دقايقي بعد متوجه شدم وي از منزل بيرون رفته است.هر چه از در و همسايه سراغ گرفتم كسي خبري از وي نداشت. من به يكي از همسايه‌هاي خود مشكوك شدم. اين مرد هميشه براي خسرو خوراكي مي‌خريد و رفتار مشكوكي داشت اما وقتي در خانه وي رفته و از او در اين باره سوال كردم گفت خبري از فرزند من ندارد.ماموران بلافاصله به در منزل اين مرد به نام بهروز رفته تا از او در اين باره بازجويي كنند اما پس از مراجعه به منزل وي متوجه شدند اين مرد از خانه متواري شده است.آنها سپس حكم تفتيش خانه را از قاضي پرونده گرفته و پس از جست و جوي خانه كيسه پلاستكي سياه رنگي را در منزل وي پيدا كردند.روي پلاستيك پر از پارچه بود اما داخل آن جسد خسرو كه خون از بيني و گوش‌هايش خارج شده بودقرار داشت.با انتقال جسد به پزشكي قانوني بررسي‌هاي كارشناسي آغاز و علت مرگ وارد شدن ضربه با جسم سخت به سر مقتول تشخيص داده شد.همزمان كار دستگيري متهم نيز آغاز و بهروز به سرعت شناسايي و دستگير شد.متهم پس از دستگيري ضمن رد هر گونه ارتكاب قتل گفت: خسرو را در كوچه ديدم و براي او خوراكي خريدم. وقتي او به خانه‌ام آمد هنگام بازي روي پله‌ها محكم به زمين خورد و خون از سر و صورتش جاري شد.وقتي بالاي سر او رسيدم خيلي ترسيدم از نگراني اينكه نكند اين مرگ گردن من بيفتد جسد را داخل پلاستيكي گذاشته و رويش را با پارچه پيچانده و از خانه فرار كردم.اما پليس اين اعترافات متهم را نپذيرفت چرا كه گزارش پزشكي قانوني حاكي از اين بود كه مقتول بر اثر اصابت جسمي سخت به سر به قتل رسيده است و مرگ تصادفي وي نمي‌تواند واقعيت داشته باشد.به همين خاطر متهم بار ديگر مورد بازجويي قرار گرفت واين بار به قتل كودك اعتراف كرد: وقتي خسرو به خانه من آمد و مقداري بيسكوئيت خورد خواست به خانه‌اش برگردد اما من كه دوست داشتم او همچنان آنجا بماند و بازي كند از او خواستم ساعتي آنجا بماند.وقتي او قبول نكرد يكمرتبه تعادل روحي خود را از دست داده و با گلداني كه همان كنار بود ضربه‌اي به سر وي زده و بعد هم با آجر ضربه‌اي به سرش زدم. وقتي ديدم او مرده است از ترس جنازه را داخل پلاستيك گذاشته و فرار كردم.بهروز بلافاصله پس از اين اعترافات به صحنه جنايت برده شده و پس از بازسازي صحنه جرم با قرار مجرميت روانه زندان شد.سپس در دادگاه ‌به‌صورت خارج از نوبت محاكمه و به خاطر قتل عمد به اعدام محكوم شد.اين راي به سرعت در شعبه 27 ديوان‌عالي كشور تاييد و سرانجام حكم اوايل هفته جاري در زندان قم اجرا شد تا خانواده مقتول قبل از رسيدن چهلم فرزندشان شاهد اعدام قاتل وي باشند.