خرید النگو 13های عجیب در سرنوشت تلخ پدر فداکار

وطن امروز: پدر وقتی دید دختر 9 ساله‌اش در چاله دریایی گرفتار شده است با نجات جان وی، خود تسلیم سرنوشت دردناک مرگ شد.همه دیدند در میان فریاد‌های مادرانه زنی، پدر به داخل دریا رفت و به فداکاری مرگباری دست زد.بذر مرگ در ساحلساعت 12:30 دوشنبه 13 تیرماه سال‌جاری زوج جوانی به همراه پسر نوجوان و دختر 9 ساله‌شان در ساحل دور که سالم‌سازی نشده بود و در نزدیکی بندر‌انزلی قرار داشت، تن به آب زده بودند و خنده‌کنان شادی می‌کردند. هیچ‌کس نمی‌‌دانست دقایقی بعد در این ساحل زیبا بذر مرگی خواهند پاشید تا اینکه پدر 43 ساله خانواده صحنه هولناکی را دید. باور نمی‌کرد دختر خردسالش که «نیوشا» نام دارد در برابر دیدگانش دست و پا می‌زند و هر لحظه بیشتر در چاله دریایی فرو می‌رود. «علیرضا» دستپاچه به آب زد و با آشنایی‌ای که به شنا داشت خیلی زود خود را به نیوشا رساند، وقتی دختر بچه خود را در چنگال پدر دید آرام گرفت غافل از اینکه سرنوشت تلخی در کمین خانواده‌شان است. پدر وقتی چند مرد را که برای کمک آمده بودند در نزدیکی‌‌اش دید، نیوشا کوچولو را به سمت آنان پرتاب کرد و خود داخل چاله دریایی فرو رفت. دقایق بی‌رحمانه می‌گذشتند و مردان با گرفتن دستان علیرضا که نیمه‌بی‌هوش بود پیکر بی‌حرکت او را از دریا بیرون کشیدند. پسر نوجوان خانواده با فشار به سینه پدر توانست مقداری از آب را که در ریه‌هایش نفوذ کرده بود بیرون بریزد اما یک اشتباه از فرشتگان نجات که با دستپاچگی این پدر فداکار را روی 2 پایش نگه داشتند کافی بود تا وی به‌خاطر خفگی نفس‌های آخر را کشیده و به کام مرگ فرو رود. با مرگ علیرضا کوهکن در میان ناله‌های دختر و پسر و گریه‌های همسر وی مردم پلیس را در جریان قرار دادند. وقتی ماموران وارد عمل شدند پی‌بردند محل حادثه در بخش سالم‌سازی نشده ساحل دور از بندر‌انزلی است که عده‌ای مسافر آنجا را برای شنا انتخاب کرده‌اند. از سوی دیگر مادر خانواده به ماموران گفت: ما در اراک زندگی می‌کنیم و برای تفریح به شمال آمده‌ایم. شوهرم شناگر خوبی است اما وقتی دخترم در حال غرق شدن بود او را نجات داد و خودش غرق شد.وی افزود: ما کنار ساحل بودیم و بچه‌هایمان که 9 و 16 ساله هستند و نیوشا و کوشا نام دارند شنا می‌کردند و با این اتفاق خانه‌خراب شدیم.پسر 16 ساله قربانی این فداکاری پدرانه نیز گفت: پدرم فنون شنا را می‌دانست حتی به من نحوه نجات غریق و نفس مصنوعی را یاد داده بود. وقتی پدرم را از دریا بیرون کشیدیم من با احیا توانستم بخشی از آب را از دهانش خارج کنم اما مردانی که پدرم را نجات داده بودند هول شدند و او را روی 2 پایش نگه داشتند، همین موجب شد آب دریا در ریه‌هایش بماند و پدرم خفه شود.گفت‌وگو با مادر علیرضامادر علیرضا در مصاحبه‌ای کوتاه با خبرنگار «وطن‌امروز» گفت: پسرم یکی از پرستارهای بیمارستان‌ امام خمینی اراک بود که با تعطیلی مدارس همراه عروس و نوه‌هایم به انزلی رفتند. او کنار همسرش استراحت می‌کرد که نوه‌ام نیوشا غرق می‌شود و علیرضا او را نجات می‌دهد. وی افزود: دقایقی پیش از حادثه پسرم تلفنی با من حرف زد و گفت نگران نباشیم و آنها به شمال رسیده‌اند. قرار بود برادرم نیز با خانواده‌اش عصر همان روز نزد خانواده پسرم باشند و با هم در شمال گردش کنند.13‌های عجیبمادر علیرضا به 13‌های عجیب در سرنوشت پسرش اشاره کرد و گفت: پسرم روز 13 تیرماه سال 47 متولد شد و روز 13 تیرماه سال 90 یعنی در روز تولدش جان باخت زمانی که برای خاکسپاری به قبرستان اراک رفتیم قبرش در قطعه 13 ردیف 4 قرار گرفت و همه از این اتفاق متاثر شده و گریه‌هایمان شدیدتر شد.