خرید النگو مي‌خواستند 50 ميليون به پروين بدهند

حسن غفوري‌فرد،رئيس اسبق سازمان تربيت بدني، با حضور در کافه خبر بخشي از ناگفته‌هاي دوران رياستش بر سازمان تربيت بدني را گفت. او به عنوان يکي از باتجربه‌هاي مديريت ورزش، در مورد معرفي وزير پيشنهادي ورزش به مجلس هم حرف مي‌زند و يکي از مخالفان الزام ورزشي بودن وزير ورزش است. خبر آنلاين – غفوري‌فرد معتقد است کسي که بر کرسي وزارت مي‌نشيند بايد مديريت را بلد باشد و لزومي ندارد که حتما از پيشکسوتان ورزشي باشد.*از وزارت ورزش شروع کنيم. گزينه ورزشي براي وزارت ورزش معرفي شد و راي نياورد. دليلش چه بود؟آقاي سجادي راي نياورد. دليلش اين است که مجلس معتقد نشد که ايشان رابطه قوي با آقاي مشايي ندارد. الان مجلس به شدت نسبت به وزرايي که معرفي مي‌شوند حساس است. مجلس اگر احساس کند وزير معرفي شده رابطه قوي با رحيم مشايي دارد به آن وزير راي نخواهد داد. در مورد آقاي سجادي اين اعتقاد به وجود نيامد که ايشان رابطه‌اي قوي با آقاي مشايي ندارند.*يعني اگر ايشان رسما اعلام مي‌کرد رابطه‌اي با آقاي مشايي ندارد، راي اعتماد مي‌گرفت؟ايشان اگر رسما اعلام مي‌کرد که آقاي مشايي رئيس دفتر رئيس جمهور است و من به عنوان وزير اگر بخواهم با رئيس جمهور رابطه داشته باشم از طرف رئيس دفتر او اين رابطه انجام خواهد شد، اما رابطه ديگري با آقاي مشايي ندارم، راي مي‌آورد. ضمنا ايشان دفاع خيلي خوبي هم نکرد. مي‌توانست بهتر از خودش دفاع کند. اگر يک مقدار مشورت مي‌کرد شايد مي‌توانست بهتر از خودش دفاع کند.*به نظر مي‌رسد ورزشي‌ها اين مشکل را دارند. هر کدامشان در اين جايگاه قرار بگيرند، چون راه و رسم اين کارها را بلد نيستند نمي‌توانند از خودشان دفاع کنند.اگر شما من را ورزشي بدانيد، من اين مشکل را ندارم.*به هر حال شما سابقه سياسي هم داريد.مجلس به هر حال مي‌خواهد به يک شناختي برسد. کسي که معرفي شده بايد طوري خودش را معرفي کند که مجلس به آن شناخت برسد. آقاي سجادي از اين جهت خيلي موفق نبود. هرچند ايشان آدم مورد احترامي است.*ايشان در زمان حضورتان در سازمان تربيت بدني ورزشکاربود.بله. ايشان قهرمان دو بود. غير از اين هم من ارتباط نزديکي با او داشتم. ايشان همان روز هم به من زنگ زد و صحبت هم کرديم. ولي فرصت نشد. اگر وقت بود، مي‌شد ايشان را کمي راهنمايي کرد که چه کار کند تا دفاع بهتري از خود کند. ولي به نظر من مشکل اساسي همان بود که مجلس نگران اين بود که يک نفر به عنوان وزير پيشنهادي معرفي شده که از استقلال لازم برخوردار نيست و بيش از اندازه به رئيس دفتر رئيس جمهور وابسته است.*اگر شما تصميم گيرنده بوديد، چهره هاي ورزشي معرفي مي‌کرديد يا افراد سياسي را؟ به هر حال الان افرادي هستند که ورزش کرده‌اند و دکتراي ورزش هم دارند. درست است که آن‌ها حق خودشان بدانند که به جاي افراد غير ورزشي وزير شوند؟اولا من اين را بگويم که وزارت حق نيست، يک امتياز است. هيچ کسي نبايد فکر کند اگر وزير شده حقش است، اين يک امتياز است. رسيدن به يک پست و مقام در جمهوري اسلامي حق نيست بلکه امتياز است که از طرف مردم يا دولت يا مقام معظم رهبري به فرد يا افرادي که به مسئوليت مي‌رسند اهدا مي‌گردد. نه آنکه حق آنان باشد. بين حق و امتياز تفاوت بسيار است و نبايد با هم اشتباه شوند. البته اگر يک نفر قهرمان ملي يا جهاني يا المپيک بود و بقيه شاخص‌ها را هم داشت نور علي نور مي‌شود اما قهرماني شرط لازم و کافي نيست. وزير ورزش طبق قانون اساسي در کليه تصميمات هيات دولت مشارکت و مسئوليت دارد و لذا بايستي با سياست کلي مملکت آشنا باشد. نکته دوم هم اين است که مثلا فکر کنيد يک نفر ورزشکار باشد. يک قهرمان فوتبال؛ مثلا آقاي دادکان. ايشان راجع به کشتي چقدر مي‌داند؟ راجع به اسکي روي آب چقدر مي‌داند؟ راجع به فلان ورزش چقدر مي‌داند؟ من به شما بگويم که يک آقايي قهرمان تيم ملي کاراته بود، در درياچه ورزشگاه آزادي غرق شد. اگر يک نفر ورزشي باشد، قرار نيست که به همه ورزش‌ها اشراف داشته باشد. آقاي دادکان در فوتبال خيلي خوب است. اما در اسکواش و کشتي و هاکي هم مي‌تواند مثل فوتبال موثر باشد؟ به نظر من کسي که وزير ورزش مي‌شود بايد ورزش را بداند. نه اين‌که الزاما قهرمان تيم ملي باشد. وزير ورزش عضو کابينه است. بنابراين کسي که وزير ورزش مي‌شود بايد سياست کلي نظام را بداند چون در جلسات هيات دولت شرکت مي‌کند. اين‌طوري نيست که بگوييم يک نفر دکتراي تربيت بدني دارد و حقش است وزير ورزش شود. خب چند نفر دکتراي تربيت بدني دارند؟ همه آن‌ها بايد وزير ورزش شوند؟ پس اين حق نيست.* شما کسي را مي‌شناسيد که توانايي گرداندن وزارت ورزش را داشته باشد؟من که نمي‌توانم در اين مورد تصميم بگيرم. آقاي رئيس جمهور بايد در اين رابطه تصميم بگيرد. من مي‌دانم کساني هستند که اين توانايي را دارند. دکتر اميدوار رضايي، دکتر قره، آقاي دکتر شاهين محمد صادقي که دو بار هم در هيات رئيسه مجلس بود. افراد ديگري هم هستند که هم ورزشي‌اند هم مي‌توانند کار کنند. به اين ليست مي‌توان خيلي اسامي ديگر را هم اضافه کرد. افراد ورزشي هم هستند. ولي کسي نبايد بگويد حق من است. کسي که وزير ورزش مي‌شود بايد مدير باشد. مسائل کلي مملکت را بداند. با ورزش هم به طور کلي آشنا باشد.*آقاي علي پروين هر موقع که با ايشان صحبت مي‌کنيم مي‌گويد من جام پکن را که آوردم رفتم پيش آقاي غفوري‌فرد و گفتم ما داريم با موتورگازي حرکت مي‌کنيم و آن‌ها با جت. اگر الان مي‌بينيم که اينجاييم، به خاطر اين است که از اول درست استارتش را نزده‌ايم و جا مانده‌ايم. البته ايشان از شما تعريف مي‌کند.آقاي سجادي هم لطف داشتند و در جلسه خصوصي که با ما داشتند، از دوران من به عنوان بهترين دوره سازمان تربيت بدني ياد کردند. من از همه آنان متشکرم. شايد بيان آقاي علي پروين هم درست باشد اما موتورگازي آن روز خيلي مقام‌ها بخصوص در فوتبال و در جام باشگاه‌هاي آسيا به ارمغان آورد که بعد از بيست سال هنوز تکرار نشده است. ورزش چيزي است که آمارش مشخص است. برويد آمار را ببينيد. در کل تاريخ فوتبال ايران، ما چهار بار در جام باشگاه‌هاي آسيا اول شديم، هر چهار بار هم زمان من بود. الان 20 سال گذشته و ما يک بار هم قهرمان نشديم. با چقدر بودجه؟ حدود يک ميليارد تومان بودجه آن زمان. الان بودجه ورزش حدود 5 هزار ميليارد تومان است. بيش از 5 هزار برابر شده. سه بار هم در المپيک‌هاي آسيايي اول شديم. يک بار زمان شاه بود در ايران که با مربي خارجي به قهرماني رسيديم. يک بار زمان من بود که بعد از جنگ با آن همه مشکلات در چين با مربي ايراني (علي پروين) قهرمان شديم. يک بار هم بعد از من. در کشتي هم شما مي‌دانيد در زمان من در تمام رده‌ها از نونهالان تا بزرگسالان قهرمان جهان شديم. بنابراين با آن بودجه و آن شرايط آن افتخارات را در کشتي و فوتبال آورديم. آقاي پروين هم راست مي‌گويند. اما همه چيز بودجه نيست. فلسطيني‌ها يک مثالي دارند که مي‌گويند اين آدم است که با اسلحه مي‌جنگد نه اسلحه با آدم. حالا چون آقاي پروين از من تعريف کرده بگذار تا من هم از او تعريف کنم. يک خاطره جالب از او براي تان بگويم.آن موقع عربستان سعودي مي‌خواست 50 ميليون تومان به علي پروين بدهد که سرمربي تيم ملي آنجا شود.آن موقع حقوق معاون رئيس جمهور که من بودم ماهي 18 هزار تومان بود. مي‌خواستند 50 ميليون تومان به علي پروين بدهند. آقاي هاشمي رفسنجاني من را صدا کرد و گفت شنيده‌ام آقاي علي پروين مي‌خواهد برود عربستان؟ گفتم آن‌ها 50 ميليون تومان به علي پروين مي‌دهند. گفت شما بگوييد نرود ، من اين ماجرا را به پروين گفتم و او هم ماند . يک قران هم از تيم ملي حقوق نگرفت.وقتي پرسپوليس مي‌خواست برود با نيسان ژاپن مسابقه بدهد، پول بليت هواپيما را نداشتند. من براي علي پروين شرط گذاشتم. گفتم پول بليت را مي‌دهم، اگر رفتي بردي که هيچي. اگر رفتي و باختي بايد پول بليت را برگرداني. الان هم بايد چک بدهي. حالا چي شد؟ رفتند و مساوي کردند! بعد من از تربيت بدني رفتم. اما سازمان رفت چک را به حساب خواباند! بعد من رفتم به آقاي هاشمي گفتم اين بنده خدا تيم ما را برده آنجا، از تيم هم حقوق نگرفته. خلاصه چک را برگرداندند به علي پروين. ما با اين شرايط چهار بار رفتيم قهرمان جام باشگاه‌هاي آسيا شديم.*برخوردي که با آقاي طالقاني در فدراسيون ورزش‌هاي باستاني شد را مي‌پسنديد؟خيلي کار بدي بود. او يکي از استثناهاي ورزش ماست که رفته در خانه نشسته. خودشان به اصرار خواستند سمتي را قبول نکنند . اين قدر گفتند تا آقاي طالقاني به زور قبول کرد به اين فدراسيون برود، بعد ناگهان آن اتفاق افتاد که خيلي بد بود. شخصيت افراد را به اين صورت لگدمال کردن به هيچ وجه به صلاح نظام ما نيست. من هميشه اين را گفته‌ام. اگر ما در نظام مان صنعت نداشته باشيم مي‌گوييم تحريم بوديم نشد، اگر کشاورزي نداشته باشيم مي‌گوييم باران نيامد و نشد. اما وقتي اخلاق نداشته باشيم خيلي بد است. اين کاري که با آقاي طالقاني کردند خلاف اخلاق جوانمردي بود. آن هم در رشته‌اي مثل ورزش باستاني که در آن اخلاق جوانمردي و فتوت و احترام به پيشکسوت حرف اول را مي‌زند.*شما با آقاي هاشمي‌طبا رابطه خوبي نداريد؟من با همه رابطه خوبي دارم. ما چند سال با هم بوديم. من با همه رفيق هستم و روابط ما بسيار حسنه است. حداقل اين‌طور فکر مي‌کنم.*آقاي وفايي مالک برند پرسپوليس است؟نه. رفته‌اند يک چيزي ثبت کرده‌اند. غير قانوني هم است. اين يک بحث طولاني است.*همه مي‌گويند اين اتفاق در دوران شما رخ داده.اين اشتباه است. اگر خواستيد يک بار مدارکش را مي‌آورم که نشان دهم اين کار غير قانوني بوده است. باشگاه پرسپوليس به همراه اموال عبده مصادره شده بود. در اختيار بنياد مستضعفان بود و آن‌ها نام پيروزي را بر آن نهادند. بعد از شروع مسئوليت من جناب آقاي محسن رفيق‌دوست باشگاه را به سازمان تحويل داد و تا امروز هم باشگاه صد در صد در اختيار سازمان تربيت بدني است.